غلط نامه شماره 2 و یه عالمه شیطونی
سلام عشق مامان
خوبی پسملی

پسری من کلمه های جدیدی میگه و 11 / 05 / 92 اولین جمله کوتاهشو یاد گرفت و هر روز و هر ساعت در نبود باباش تکرارش میکنه
جمله : بابا نی
وقتی بابات نیست ، یا میره جایی زود میای و میگی بابا نی 
و چند بار این جمله رو تکرار میکنی.
کلمه های جدیدت:
مایی : ماشین
دادا : دایی
دیش : جیش
اما گاهی بکار میبری
اووووف دیگه یادم نمیاد
اما باید بگم تا دلت بخواد وروجک خوردنی مامانی قربونت برم
این هفته هم فکر کنم یکشنبه بود من در حال آشپزی بودم که داد و هوار بابات بلند شد اومدم تو حال دیدم داره آراد وارونه شده رو از پشت مبلا در میاره 
خدا مرگم بده ، وروجکم دولا شده بود که پشت مبلا رو وارسی کنه اما چپه شده بود
وایی با سر رفته بودی روی سرامیکا
بابات هم هی داد و قال میکرد که این سر دیگه سر نمیشه
کاش یکی میومد باباتو آروم میکرد بجای اینکه تو این شرایط آرامش خودشو حفظ کنه و به من هم کمک کنه بدتر میکنه
خلاصه رفت واست یخ آورد و با یه بدبختی گذاشتم روی سرت و شروع کردی به شیر خوردن
خدا رو شکر چیزیت نشده بود
بریم شیطنت های اعصاب له کن شازده پسر رو ببینیم

یه کاسه برنج تو یخچال بود که رفته بودی بر داشته بودیش و ترتیبش رو داده بودی

حالا داشتی تمیز میکردی فسقلی

و خوشحال از موفقیتت در کار

داشتی سعی میکردی از کشو بالا بری و درب ویترین رو باز کنی

در حال نگاه کردن به مامان و خواهش کردن واسه باز شدن درب

در حال تلاش

حالا گریه و ...

و نتیجه ندادن و ...
مایوس شدی و اومدی پایین 

آراد خانوووووووووووووم 
وایییییییییییییییییییی اینجا دیگه حسابی کلافه شده بودم نمیدونستم جیغ بنفش بزنم یا نه

بعد از رفتن خاله مینا و کیان مثلا رفته بودی آب بازی 



پسر میشه بگی تو با چی کار نداری؟؟؟؟؟؟؟؟ هان
بابات یه حرصی میخورد
دیدنی مخصوصا وقتی من رفتم دوربین آوردم و عکس میگرفتم
آخه این صحنه ها 100 سالی یکبار رخ میده

وروجکم عاشقانه دوست دارم


غلط نامه شماره 2 و یه عالمه شیطونی
