آرادآراد، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه سن داره

آراد نهایت عشق ما

غلط نامه شماره 2 و یه عالمه شیطونی

1392/5/16 0:05
نویسنده : سحر
2,286 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عشق مامان

خوبی پسملی

ماچ

پسری من کلمه های جدیدی میگه  و 11 / 05 / 92 اولین جمله کوتاهشو یاد گرفت و هر روز و هر ساعت در نبود باباش تکرارش میکنه

جمله :  بابا نی   سوال وقتی بابات نیست ، یا میره جایی زود میای و میگی  بابا نی ماچقلب و چند بار این جمله رو تکرار میکنی.

کلمه های جدیدت:

مایی :  ماشین

دادا :  دایی

دیش : جیشنیشخند  اما گاهی بکار میبری

اووووف دیگه یادم نمیادنیشخند

اما  باید بگم تا دلت بخواد وروجک خوردنی مامانی قربونت برمبغل

این هفته هم فکر کنم یکشنبه بود من در حال آشپزی بودم که داد و هوار بابات بلند شد اومدم تو حال دیدم داره آراد وارونه شده رو از پشت مبلا در میاره استرس

خدا مرگم بده ، وروجکم دولا شده بود که پشت مبلا رو وارسی کنه اما چپه شده بود

وایی با سر رفته بودی روی سرامیکاوقت تمام

بابات هم هی داد و قال میکرد که این سر دیگه سر نمیشهآخ

کاش یکی میومد باباتو آروم میکرد بجای اینکه تو این شرایط آرامش خودشو حفظ کنه و به من هم کمک کنه بدتر میکنه

خلاصه رفت واست یخ آورد و با یه بدبختی گذاشتم روی سرت و شروع کردی به شیر خوردن

خدا رو شکر چیزیت نشده بوداوه

بریم  شیطنت های اعصاب له کن شازده پسر رو ببینیمماچ

 

1

یه کاسه برنج تو یخچال بود که رفته بودی بر داشته بودیش  و ترتیبش رو داده بودی

2

حالا داشتی تمیز میکردی فسقلی

3

و خوشحال از موفقیتت در کارماچ

4

داشتی سعی میکردی از کشو بالا بری و درب ویترین رو باز کنی

5

در حال نگاه کردن به مامان و خواهش کردن واسه باز شدن درب

5

در حال تلاش

6

حالا گریه و ...

7

و نتیجه ندادن و ...8

مایوس شدی و اومدی پایین لبخند

9

آراد خانوووووووووووووم نیشخند

وایییییییییییییییییییی اینجا دیگه حسابی کلافه شده بودم نمیدونستم جیغ بنفش بزنم یا نه

10

بعد از رفتن خاله مینا و کیان مثلا رفته بودی آب بازی کلافهسبزآخ

11

پسر میشه بگی تو با چی کار نداری؟؟؟؟؟؟؟؟  هان

بابات یه حرصی میخورد نیشخند دیدنی مخصوصا وقتی من رفتم دوربین آوردم و عکس میگرفتمنیشخند

آخه این صحنه ها 100 سالی یکبار رخ میدهگاوچرانماچ

وروجکم عاشقانه دوست دارم

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (6)

مامان کیان
16 مرداد 92 1:23
واااااای آراد!!! این چه کاریه خاله جون؟ خیلی باحال بود این عکسای آخری! نه که اصلا تو حیاط آب بازی نکردن بچه هوس آب بازی کرده جیگرتو برم من
مامان مانی جون
16 مرداد 92 15:04
آه آه ن.چ نوچ
فکرشو بکن که مانی این عکسو دید اینو گفت
ای بابا این چه کاریه
سحر الان خوبی؟
با دیدنش تو این حالت دیوونه نشدی!!!
با چی شستیش؟من که بودم یه هفته میخیسوندمش
ببین بابای مانی عکسی که خرگوشو بوس کرده بودو دید کلی داد و بیداد کرد
بابای آراد حق داشته به خدا
حالا همه چی به کنار اگه لیز میخورد خدای نکرده چی؟!!!!
آراد جون خاله جون من دیگه از این کارا نکن گلم
راستی سرش که چیزی نشده خدارو شکر نه؟
ببوسش البته پاهاشو نه خخخخخ
ببین چقد خوبه زود زود آپ میکنی کلی بهت میخندم و شاد میشم
راستی در گوشی بگم که مانی هم از این بد تر میکنه ها اما من جرات نمیکنم تو وبش بذارم آخه باباش خوانندهء خاموشه
جون من اون بلوز شورته رو بنداز دور

سعیده جون دست رو دلم نذار
من. و آراد. از مرغابی. هم بدتر شديم. هر 10 مین. یکبار تو آب هستیم

اون روز فقط میسابیدمش
آیدا(ماهک)
28 مرداد 92 22:46
سلام خوبین ؟ من تازه با وبلاگتون آشنا شدم سیسمونی آراد جانو دیدم من عاشق این سرویس خواب ارژنم میخواستم بدونم موقع خرید در مورد دخترانه یا پسرانه بودنش چیزی نگفتن؟ از جنسش راضی هستین؟ ممنون میشم راهنمایی کنین
مامان مانی جون
29 مرداد 92 15:15
ببین باز کم رنگ شدی
مامان ایدین
11 شهریور 92 19:23
ماشاا... هزار ماشاا... این پسرا جیگر آدمو کباب میکنن و واقعا شیرین و شیطون هستن
مامان مانی جون
2 آذر 92 12:15
آراد جونم عزیزم تولدت مبارک سحر خانومی دومین سال زمینی شدن فرشتهء کوچولوت مبارک الهی همیشه سلامت و شاد باشه و سایه شما هم بالا سرش بشه