عقد علی جون و دزدی ماشین
سلام فینگیلی من![]()
عزیزکم 5 شنبه عقد علی جون بود و
همه چی به خیر و خوشی گذشت و شما هم یه کمکی رقصیدی
امیدوارم همیشه خوشبخت باشن و خنده رو لبشون
شب ساعت 3:30 برگشتیم خونه و لالا
کردیم
اما........
صبح با زنگ موبایل بابا جونت از خواب پریدم و از همه بدتر اینکه یدفعه احسان گفت دزدیدن
و من مثل برق گرفته ها وسط رختخواب نشستم![]()
آره دیگه ، معلوم شد که ماشین شرکت رو راننده از پارکینگ بیرون میاره و در عرض سه سوت نا پدید میشه
![]()
احسان جونم خیلی خسته بود و سر درد هم گرفته بود اما مجبور شد بره اصفهان
دعا کن
پیدا بشه
منم که تا شب به خاطر استرس، دل درد و سرگیجه
گرفته بودم
امیدوارم همه چی به خیر و خوشی تمام بشه
الهی مامان به قربونت بوس بوس 
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


عقد علی جون و دزدی ماشین
